بالاخره بعد از کلی دوندگی و با دلایلی که مطرح کردم و بخشیدن نصف مهریهام تونستم رسماً طلاق بگیرم... واقعا حالم از دادگاه و جو شدیداً ضد زنش بهم میخوره... خیلی خوشحالم که دیگه لازم نیست تو اون دادگاه مزخرف پا بذارم... ولی همزمان خیلی احساس غم و تنهایی میکنم، حوصله ی آدمها رو ندارم، از دوباره دلبستن به کسی و از اینکه دوباره همچین حسهای دردناکی رو تجربه کنم وحشت دارم...
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
حال روحیم اصلا خوب نیست
از شنیدن این همه دروغ و تحقیر و توهین به شعورم خسته شدم، آخرش هم من متهم میشم، به جرم سادگی
همهی تلاشم رو کردم تا زندگیم رو قشنگ کنم، تا حس کنم یه همراه دارم، تا دوست داشته باشم و دوست داشته بشم ولی دیگه خستهام، بریدم، دیگه حتی اشکی ندارم که بریزم، دیگه قلبم جایی برای شکسته شدن نداره، حس میکنم دارم تموم میشم..
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
احساس گیاهی رو دارم که از وسط آسفالت سر بیرون آورده و قراره یه درخت تنومند بشه.
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
این روزا توی فضای مجازی چالش هایکو کتاب راه افتاده . من این هایکو کتاب رو پارسال بعد خوندن پست یکی از بچه های وبلاگی که در همین رابطه بود درست کردم و فرصت نشد تا انتشارش بدم . اما این روزهای پر
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
«اعترافات یک مادر » داستان زندگی عاشقانه ای است که هر چند با عشق و دلدادگی دو دانشجوی جوان آغاز می شود و در یک زندگی و خانه و کاشانه ی رویایی نشو و نما می کند ، اما در بستر پیچیدگی های روزمره ی زندگی
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توس
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
آقاهه داشت به دوتا خانمی که همراهش قدم میزدن میگفت حالا چه عیبی یه نگاهی بندازم بشون؟( اشاره به خانم های رهگذر داشت)
که یکی از اون خانمای همراهش کارش رو تایید کرد و گفت حالا یه نگاه حلاله ، عیبی نداره بنداز !
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
فهمیم عطار در پستی گفته بود که دوستش در یک گلدان دو نوع گل متفاوت را کاشته است. گل یاس و کاکتوس . گل یاس و کاکتوس هر دو زیبایند اما زندگی در کنار هم آن ها را می کشد چون نیاز و خ
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان
« قصه ی نادیا مراد روایتیست هولناک از فاجعه...خواندن این کتاب برای هرکس که می خواهد شناختی از گروه موسم به دولت اسلامی( داعش) داشته باشد ، یک ضرورت است ، قصه ی نادیا مراد ، غریو بلندیست برای اقدام
برچسب:
نویسنده: لیلا عباسیان