خرید بک لینک

بالاخره بعد از کلی دوندگی و با دلایلی که مطرح کردم و  بخشیدن نصف مهریهام تونستم رسماً طلاق بگیرم... واقعا حالم از دادگاه و جو شدیداً ضد زنش بهم میخوره... خیلی خوشحالم که دیگه لازم نیست تو اون دادگاه مزخرف پا بذارم... ولی همزمان خیلی احساس غم و تنهایی میکنم، حوصله ی آدمها رو ندارم، از دوباره دلبستن به کسی و از اینکه دوباره همچین حسهای دردناکی رو تجربه کنم وحشت دارم...

برچسب: نویسنده: لیلا عباسیان تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 18:24

صفحه بندی