خواهان کسی باش که خواهان تو باشد...
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 18:24
●امام علی (علیهالسلام): من هیچ ذلّتی را بالاتر از این ندیدم که ادمی دلش به کسی مشغول باشد که دلش از محبت او خالیست و به او توجهی ندارد. Adblock test (Why?)
تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت...
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 18:24
بالاخره بعد از کلی دوندگی و با دلایلی که مطرح کردم و بخشیدن نصف مهریهام تونستم رسماً طلاق بگیرم... واقعا حالم از دادگاه و جو شدیداً ضد زنش بهم میخوره... خیلی خوشحالم که دیگه لازم نیست تو اون دادگاه مزخرف پا بذارم... ولی همزمان خیلی احساس غم و تنهایی میکنم، حوصله ی آدمها رو ندارم، از دوباره دلبستن ب...
برای....
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:15
اما موفقیت واقعی از راه فریب به دست نمی آید، اگر کسی مرتکب اشتباه شود شاید دیگران او را ببخشند اما اگر کسی رفتاری غیرصادقانه در پیش گیرد ننگی بر دامانش می نشیند که با گذشت زمان پاک نمیشود. «دانیل.ز. لیبرمن» Adblock test (Why?)
زندگی همین یه باره، نذار فرصت بره از دست...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:15
بعد از چندسال، این روزهای اخیر حالم خیلی خیلی خوب شده، حتی بعضی وقتا فکر میکنم حالم از زندگی قبل از این چندسال هم بهتر شده، طی چندماه به چندتا از بزرگترین اهدافم رسیدم... واقعا بزرگ شدم، عقاید مذهبیم هم دستخوش تغییرات زیادی شده، خیلی چیزا رو دور ریختم و به خیلی چیزا فکر کردم و دنبال جوابشون گشتم زند...
غرور و تعصب
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:15
میخوام اعتراف کنم که با اینکه خوشحال و سپاسگزارم که مامان بابام تو مسأله جدایی ازم حمایت کردن اما واقعا تو خیلی از مسائل با اونا اختلاف عقیده دارم خصوصا با مامانم، واقعا نمیتونم بعضی از حرفا و رفتاراش رو طاقت بیارم.... یا بعضی رفتارهای بابام یه جوریه که من همیشه حس میکنم فکر میکنه من بچهام و نمیتونم...
دیگر هیچ نبود تا فروکاهندهی انبوه اندوه باشد...
-
تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 16:08
حال روحیم اصلا خوب نیست از شنیدن این همه دروغ و تحقیر و توهین به شعورم خسته شدم، آخرش هم من متهم میشم، به جرم سادگی همهی تلاشم رو کردم تا زندگیم رو قشنگ کنم، تا حس کنم یه همراه دارم، تا دوست داشته باشم و دوست داشته بشم ولی دیگه خستهام، بریدم، دیگه حتی اشکی ندارم که بریزم، دیگه قلبم جایی برای شکسته...
فاقد ارزش خوندن
-
تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 16:08
- حالم خوب نیست. یعنی میشینم کلی با خودم صحبت میکنم و خودم رو دلداری میدم اما خیلی زود دوباره تو خودم فرو میرم و گریه میکنم. دکتر بهم دارو داده و دو هفته است که هی میگم از فردا مصرف میکنم ولی حتی حوصله دارو خوردن رو هم ندارم... - امروز بخش اورولوژی تموم شد، استادمون از بهترین و خوشاخلاقترین و باسوا...
طاقت بیار...
-
تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 16:08
[unable to retrieve full-text content]احساس گیاهی رو دارم که از وسط آسفالت سر بیرون آورده و قراره یه درخت تنومند بشه.
جنگِ پا برهنه زیرِ نورِ کم ، جنگجوی عشق ...
-
تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 13:56
این روزا توی فضای مجازی چالش هایکو کتاب راه افتاده . من این هایکو کتابxa0رو پارسال بعد خوندن پست یکی از بچه های وبلاگی که در همین رابطه بود درست کردم و فرصت نشد تا انتشارش بدم . اما این روزهای پر
اعترافات یک مادر !
-
تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 13:56
«اعترافات یک مادر » داستان زندگی عاشقانه ای است که هر چند با عشق و دلدادگی دو دانشجوی جوان آغاز می شود و در یک زندگی و خانه و کاشانه ی رویایی نشو و نما می کند ، اما در بستر پیچیدگی های روزمره ی زندگی
این نامه رو اگه تا آخر نخوندید عیبی نداره ، ولی علاء الدین ، تو تا آخر بخونیا :))
-
تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 13:56
علاءالدین سلامبگذار همین اول کاریxa0 یک اعتراف کنم ، من داشتم نامه را برای جاسمین می نوشتم بعدxa0اسمxa0جاسمین را خط زدم وxa0 اسم غول چراغ جادوxa0 را نوشتم گفتم شاید غول غولک به خاطر اینکه برای اولین بار کسی برا
نترس عشقِ جونی...
-
تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 8:36
xa0 xa0 متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توس
زنان علیه زنان!
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:37
آقاهه داشت به دوتا خانمی که همراهش قدم میزدن میگفت حالا چه عیبی یه نگاهی بندازم بشون؟( اشاره به خانم های رهگذر داشت)xa0xa0 که یکی از اون خانمای همراهش کارش رو تایید کرد و گفت حالا یه نگاه حلاله ، عیبی نداره بنداز !xa0
ماهیِ بی حوض ، با حوضِ بی ماهی خیلی فرق دارد...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:37
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 فهمیم عطار در پستی گفته بود که دوستش در یک گلدان دو نوع گل متفاوت را کاشته است. گل یاس و کاکتوس . گل یاس و کاکتوس هر دو زیبایند اما زندگی در کنار هم آن ها را می کشد چون نیاز و خ
آخرین دختر
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:37
« قصه ی نادیا مراد روایتیست هولناک از فاجعه...خواندن این کتاب برای هرکس که می خواهد شناختی از گروه موسم به دولت اسلامی( داعش) داشته باشد ، یک ضرورت است ، قصه ی نادیا مراد ، غریو بلندیست برای اقدام
همه بم میگن یتیم.... بابا؟ یتیم به کی میگن؟
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:37
مگه هر کی که باباش رفته سفر یتیم میشه؟ xa0 متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می ب
هشدار: پست دلخراش است و ممکن است بدتان بیاید.
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:37
پیج دانشگاه رو باز کردم و با این استوری رو به رو شدمxa0 خیلی فکر کردم که این چیه و تهش با خودم گفتم یا شله زرده یا پیاز داغ با روغن فراوان :/xa0 و بعدش جواب بچه ها رو خوندم !xa0 و اما جواب سوالxa0 خی
کار گروهی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:37
+ امسال بالاخره من و سارا جبهه ای که در برابر ورود به گروه جزوه نویسی داشتیم روxa0 به خاطر آزمون علوم پایهxa0 شکستیم و واردش شدیم .xa0 احساس میکنم که روحم در برابر نه گفتن هایی که باید میگفتم اما نگفتمxa0 ضرب
بیو بریمش...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:37
دلم به شدت گرفته ، هوای شهرمونxa0 بر عکس خیلی شهرا که برفی و بارونی بود ، صاف و بهاری بود تو این هفته . چند شب پیش یه آهنگ محلیِ ( نمیدونم دقیقا کجایی) خیلی قشنگ از تو اپ آخرین خبر پیدا کردم ، گوش دادن
تا دُرد نیاشامی، زین دَرد نیارامی...
-
تاریخ: 1398/5/1 ساعت: 20:44
پنجشنبه که امتحان باکتری ها رو دادیم ، با الهه انقدر تو دانشگاه موندیم که جز صدای بلبل ها و هوهوی باد دیگه صدایی نیومد . اومدم خونه پنلم رو باز کردم که بنویسم ترم چهار تموم شد و از سختی هاش بگم و از د